الملا فتح الله الكاشاني

153

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

شدت و عقوبت آن در بيان نيايد و در خواطر نگنجد بعد از آن تخصيص كفار ميفرمايد بر تصديق بعث به اين احتجاج كه * ( نَحْنُ خَلَقْناكُمْ ) * ما آفريديم شما را در ابتدا و شما به آن معترفيد * ( فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ ) * پس چرا باور نميداريد آفرينش ما را در انتها چه بر همه ارباب عقول و اصحاب افهام واضح و لايحست كه هر كه بر ابدا قادر باشد بر اعاده نيز توانا خواهد بود و بعد از احتجاج برايشان تنبيه ايشان مىكند بر وجه استدلال بر بعث بقوله * ( أَ فَرَأَيْتُمْ ) * آيا پس ديديد * ( ما تُمْنُونَ ) * آن چيزى را كه ميريزيد در رحم يعنى خبر دهيد از آب نطفه كه در رحم ميريزيد * ( أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَه ) * آيا شما مىآفرينيد آن را بر صورت بشر و آن را به حد انسانى ميرسانيد * ( أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ ) * يا مائيم آفرينندگان و چون شما مقريد به آنكه خالق آن مائيم چه شما بر آن وجه و بدان نوع كه فرزند ميطلبيد متولد نميشوند بلكه بر وفق مشيت و طبق ارادهء ما تولد مييابد پس البته قادر خواهيم بود بر اعاده زيرا كه اعاده ابعد از ابداء نيست بلكه اهون و اسهل است از آن آن گه بيان ميفرمايد كه هم چنان كه قدرت دارد بر ابداء خلق توانا است بر اماتت ايشان و ميگويد كه * ( نَحْنُ قَدَّرْنا ) * ما بعد از آفرينش تقدير كرديم * ( بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ ) * ميان شما مرگ را يعنى مقدر ساختيم زمان موت هر يك از شما را و قسمت آن كرديم بر شما مانند قسمت ارزاق در اختلاف بر وفق مشيت ما پس اعمار شما متفاوت است در طول و قصر و توسط و گويند معنى آنست كه ما يكسان گردانيديم موت را بر مطيع و عاصى و اهل آسمان و زمين چه هر نفسى كه وجود پيدا كند شربت فنا بچشد كه كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ * ( وَما نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ ) * و نيستيم ما پيشى گرفته شدگان اين كلام ماخوذ است از سبقت على كذا اذا غلبته عليه و اعجزته عنه پس معنى آنست كه هيچ كس سبقت نتواند گرفت و غلبه نتواند كرد ما را أَنْ نُبَدِّلَ بر آنكه تبديل كنيم شما را أَمْثالَكُمْ به كسانى كه مثل شما باشند و ما را عاجز سازد از آنكه شما را بميرانيم و ديگران را ببدل شما بياوريم حذف مفعول اول تبديل و حرف جر از مفعول دوم بجهة ظهور آنست حاصل كه هيچكس ما را مغلوب نتواند ساخت بر آنكه تبديل كنيم شما را بامثال شما وَنُنْشِئَكُمْ و بر آنكه بيافرينيم ديگر باره شما را فِي ما لا تَعْلَمُونَ در صورتى و هيئتى كه نميدانيد از مثل صورت قرده و خنازير و غيرهما و گويند كه مراد بنشا نشاء ثانيست و معنى آنكه ما قدر نداريم بر آنكه اعادهء شما كنيم بهيئات مختلفه يعنى كافران را در زشتترين صورتى خلق كنيم و مؤمنانرا در بهترين هياتى ملخص آيه آنست كه ما قادريم بر خلق مثل شما يا بر انشاء شما در صورتى كه معلوم و معهود شما نيست و چون هيچكس ما را عاجز نتواند ساخت در اين دو امر كه خلق مماثل و غير مماثل است پس چگونه عاجز شويم از اعادهء شما